برگ سی و هفتم
سلام عشق قشنگ مامان
، خوبی گلم؟؟
دیشب مطب دکترم بودم ... دکتر با دستگاه سونوکیت صدای قلب کوچولوتو چک کرد و گفت سالم سالمی ...
مامان اولین بار بود که صدای قلبت رو میشنیدم ... خیلی حس خوبی بود ...
حس اینکه توی وجودم دو تا قلب در حال تپیدنه ... قلب خودم و قلب موجود زیبایی که از خدا هدیه گرفتم .... .gif)
خدای بزرگم من این حس شیرین رو مدیون توام ...هزاران مرتبه شکرت
عزیزکم خیلی دلم برات تنگ شده
... هفته 12 که سونو شدم و تونستم صورت ماهتو ببینیم
دیگه تا امروز قسمت نشده ببینمت گلم .... دیشب دکتر واسم سونو آنومالی نوشت که باید برم یه مرکز
سونوگرافی که خودش معرفی کرده انجامش بدم .... امروز که مبعث پیغمبر مهربانیهاست و همه جا تعطیله ...
فردا زنگ میزنم ببینم کی بهم وقت سونو میدن
..... خیلی دلم میخواد ببینمت بدونم چقدر بزرگ شدی ....
همینطور دلم میخواد جنسیتت رو بفهمم تا بتونم واست اسم انتخاب کنم و وقتی باهات حرف میزنم صدات کنم ..... 
فرشته مامان
قول بده خوب رشد کنی و سالم باشی و همه چیز توی سونو خوب خوب باشه .
عزیزم من تو رو به خدای بزرگ سپردمت ، میدونم که خودش تو رو برام حفظ میکنه .![]()
راستی گلم یکی از خاله ها ...خاله فریبا ...هم چند روز پیش هدیه قشنگش رو از خدا گرفت
...
من خیلی خوشحالم که دوستم مامان شده
.....امیدوارم همه دوستای خوب دیگم که
منتظر هستن به زودی زود هدیه شونو از خدا بگیرن ....گلم برای همه خاله ها دعا کن ..........![]()
![]()
![]()
![]()


برگ سی و هفتم 




